تصویر عالی

خانه رشد رها

اوتیسم و مسئولیت ما – بخش دوم

اوتیسم و مسئولیت ما – بخش دوم

در بخش اول مقاله، به تعریف جامعی از اختلال طیف اوتیسم و بررسی مسئولیت‌های اولیه خانواده در قبال پذیرش و درک این شرایط پرداختیم. اکنون و در ادامه این مسیر، قصد داریم لایه‌های دیگری از مسئولیت جمعی ما را مورد کنکاش قرار دهیم و نقش جامعه، نهادهای آموزشی و حاکمیتی را در ایجاد یک بستر فراگیر و حمایتگر برای افراد دارای اوتیسم بررسی کنیم.

خودپنداره

مفهوم خودپنداره به تصویر ذهنی فرد از خودش اشاره دارد. هر یک از ما تصوری از خود داریم که بر اساس آن شناخت‌ها و ارزیابی‌ها، رفتار و واکنش‌هایمان را در موقعیت‌های مختلف شکل می‌دهیم. به عبارت دیگر، خودپنداره همان درکی است که فرد از خودش دارد و تأثیر مستقیمی بر عملکردش دارد. برای مثال، اگر من تصور کنم که فردی شجاع هستم، در موقعیت‌های مختلف با اعتماد به نفس بیشتری عمل خواهم کرد. برعکس، اگر تصور کنم فردی بد یا ناتوان هستم، رفتارهایم به شکلی متفاوت شکل خواهد گرفت.
راجرز معتقد است که انسان زمانی به خودشکوفایی می‌رسد که بتواند خودپنداره‌اش را با «خود ایده‌آل» هماهنگ کند. او تأکید می‌کند که بسیاری از اوقات، خودپنداره افراد با واقعیت تطابق ندارد و این عدم هماهنگی مانع از رشد و پیشرفت فرد می‌شود. اگر تصور فرد از خودش با آرمان‌ها و اهدافش هم‌راستا نباشد، نمی‌تواند به آنچه که می‌خواهد برسد. بنابراین، برای رسیدن به تحقق و رشد، باید به این نکته توجه داشته باشیم که خودپنداره‌مان باید مبتنی بر واقعیت باشد و در مسیر تحقق اهداف و آرمان‌هایمان قرار گیرد.
مفهوم خودپنداره به این معنی نیست که اگر به کودک خود بگوییم که تو شجاعی یا توانمندی، قطعاً به آن فرد تبدیل خواهد شد. این دیدگاه غیرواقعی حتی می‌تواند آسیب‌زننده باشد. برای مثال، اگر کودکی در محیطی پرورش یابد که تنها افراد مذهبی را می‌بیند و در دنیای محدود خود فقط کسانی را می‌شناسد که طبق اصول خاصی عمل می‌کنند، ممکن است هنگام مواجهه با جامعه‌ای متفاوت دچار مشکل شود. این فرد ممکن است با یک شوک فرهنگی روبرو شود، زیرا واقعیت جامعه با آنچه در ذهن او از دنیای اطرافش بوده، تفاوت زیادی دارد.

افراد سالم از نظر روانشناسی کسانی هستند که فعالانه از نقش‌هایی که دیگران برایشان تعیین کرده‌اند، فاصله می‌گیرند.

در مورد خودپنداره باید به چند نکته مهم اشاره کرد: اول اینکه خودپنداره قابل آموزش است و در طول زندگی ما می‌تواند تغییر کند. کودکان به‌طور طبیعی از بزرگترها به عنوان مرجع شناختی خود استفاده می‌کنند و بسیاری از مفاهیم و تصورات خود را از رفتارها و برخوردهای بزرگترها می‌آموزند. اگر بزرگترها دروغ بگویند یا رفتارهایی از خود نشان دهند که موجب احساس ناامنی در کودک می‌شود، این می‌تواند تأثیرات منفی بر خودپنداره کودک بگذارد. بنابراین، اینکه ما به‌عنوان بزرگتر چگونه به کودکان نگاه می‌کنیم، چه میزان به آن‌ها توجه می‌کنیم، چطور با آن‌ها رفتار می‌کنیم، همه این‌ها تأثیرات عمیقی بر شکل‌گیری خودپنداره کودک دارند.
تاثیر به روش‌های مختلف است. می تواند کلامی یا غیرکلامی باشد، می تواند تنها از طریق لحن باشد، یا از طریق حالتهای بدنی بزرگتر. ممکن است این باشد که وقتی کودک من با من صحبت می‌کند من چقدر جدی نگاهش می‌کنم؟ اصلا می‌نشینم نگاهش کنم؟ یا همینطور که دارم می‌روم می شنوم؟ چقدر حرفش را قطع می‌کنم؟ وقتی نگاهش می‌کنم نگاهم چه شکلی است؟ چقدر غلطش را می‌گیرم؟ غلطش را چطور می‌گیرم؟ همه این‌ها در شکل گیری و تغییر خودپنداره تعیین کننده است.
راجرز همچنین اشاره می‌کند که افراد سالم از نظر روانشناسی کسانی هستند که فعالانه از نقش‌هایی که دیگران برایشان تعیین کرده‌اند، فاصله می‌گیرند. در هر جامعه‌ای نقش‌های مختلفی برای افراد وجود دارد. مثلاً در مهمانی‌ها، در شغل‌ها، یا حتی در روابط خانوادگی. این نقش‌ها الزاما بد نیستند، اما شخصیت سالم فعالانه آگاه است و نقشی که خود وظیفه خودش می‌داند را انجام می‌دهد. به‌طور مثال، خانمی که ابتدا صحبت کردند و گفتند می خواهند برخلاف انتظارات جامعه عمل کرده و آنچه که خود به‌عنوان هدف و آرمان می‌بیند، دنبال کند.

هر کودک، در هر شرایطی، باید احساس کند که پذیرفته است و ارزش او به هیچ‌وجه به رفتار یا عملکردش وابسته نیست.

در نهایت، نکته کلیدی دیگر در مورد خودپنداره این است که ما باید به کودک نشان دهیم که عملکرد او هیچ ربطی به میزان اهمیت یا دوست‌داشتنی بودن او ندارد. به عبارت دیگر، باید عشق و پذیرش بی‌قید و شرط را به کودک خود منتقل کنیم، بدون آنکه عملکرد او را ملاک محبت خود قرار دهیم. راجرز این نوع برخورد را «توجه مثبت نامشروط» می‌نامد. او می‌گوید که هر کودک، در هر شرایطی، باید احساس کند که پذیرفته است و ارزش او به هیچ‌وجه به رفتار یا عملکردش وابسته نیست.
این نوع محبت و پذیرش برای رشد و شکوفایی خودپنداره سالم در کودک ضروری است. هر کودکی در هر شرایطی ببیند کاملا پذیرفته شده است و حق بودنش زیر سوال نیست، شدت دوست داشتنش زیر سوال نیست. این حق هر کودک و هر بزرگسالی است. در غیر این صورت راه هموار می شود تا دیگران بتوانند به این وسیله ما را شرطی و در نتیجه کنترل کنند.
در این راستا، می‌توان مثال‌هایی از فیلم‌های مختلف همچون «جدایی نادر از سیمین» یا «همسرایان» آورد که در آن‌ها روابط متقابل و تأثیر رفتارها و واکنش‌ها بر شخصیت افراد نشان داده شده است. کودک در این شرایط می‌آموزد که بر اساس واکنش‌های دیگران به رفتارهایش، تصویر خود را شکل دهد، بنابراین نوع برخورد و واکنش‌های بزرگترها از اهمیت زیادی برخوردار است.

ادامه دارد ...

وب سایت منبع
خانه رشد رها
 
 
نویسنده
ناصر منتظری
 
 
تهیه شده توسط
خانه رشد رها