
مقدمه دوم: تنوع زیستی
به عنوان موجوداتی که در سیاره زمین زندگی میکنیم، به طور مستقیم و غیرمستقیم با یکدیگر در ارتباط هستیم. این ارتباط به گونهای است که اکوسیستمهای طبیعی و انسانی شکل میگیرند که نه تنها میان گونهها بلکه میان تمامی اجزای زیستی و غیرزیستی در تعامل و وابسته به یکدیگر هستند. در حقیقت، هر اکوسیستم یک موجود زنده است که شامل ارتباطات پیچیدهای میان اجزای مختلف خود میباشد. به طور خاص، این ارتباطات به گونهای طراحی شدهاند که تمام عناصر یک اکوسیستم از اهمیت یکسانی برخوردارند و حذف یا تغییر یک بخش از آن میتواند به تاثیرات گستردهای در بخشهای دیگر منجر شود.
برای مثال، ممکن است به ظاهر یک حشره به نظر مزاحم بیاید و تصور کنیم که حذف آن مشکلی ایجاد نخواهد کرد. اما واقعیت این است که حذف این حشره میتواند تاثیرات نامحسوسی بر دیگر گونهها و حتی بر شرایط زیستمحیطی بگذارد که در نهایت در سطح گستردهتری باعث اختلال در اکوسیستم خواهد شد. به همین دلیل است که گفته میشود تمام اجزای یک اکوسیستم، حتی اگر در نگاه نخست بیاهمیت به نظر برسند، نقشی حیاتی در حفظ تعادل آن دارند.
تمام عناصر یک اکوسیستم از اهمیت یکسانی برخوردارند.
این مفهوم از اکوسیستمها و وابستگی متقابل اجزا به یکدیگر، برای نخستین بار در سال 1935 میلادی به طور رسمی در ادبیات علمی معرفی شد. از آن زمان به بعد، بشر نگرش متفاوتی نسبت به طبیعت و موجودات زنده پیدا کرده و این آگاهی به ما کمک کرده که به رابطهمان با محیط زیست بازنگری کنیم. در واقع، این رویکرد جدید به طبیعت نه تنها نوعی احترام به آن است، بلکه به معنای درک این حقیقت است که انسانها نیز جزئی از یک مجموعه بزرگتر به نام «اکوسیستم» هستند و نمیتوانند خود را از این سیستم جدا کنند.
تنوع زیستی از در هم تنیدگی سه عامل به وجود می آید. تنوع اکوسیستم ها، تنوع گونه ها و تنوع ژنتیکی
یکی از ویژگیهای مهمی که باعث پایدار ماندن یک اکوسیستم میشود، تنوع در آن است. این امر برخلاف تصور رایج که به خوبی و بدی، زیبایی و زشتی و دیگر مفاهیم ارزشی توجه میکند، به تنوع و تعدد گونهها به عنوان یک اصل زیستی و زیستمحیطی نگاه میکند. به عبارت دیگر، حتی گونههایی که از نظر ظاهری یا رفتاری برای ما ناخوشایند به نظر میرسند، به نوعی در تعادل کلی اکوسیستم نقش دارند. به همین دلیل است که حفظ این تنوع برای بقای سیستم اهمیت دارد.
تصور کنید که اکوسیستمها مانند یک پارچه پیچیده بافته شده هستند. وقتی یک گونه از آن از بین میرود، همچون یک نخ در این پارچه در میرود. اما اگر این اتفاق ادامه یابد تا جایی که تعداد زیادی از گونهها حذف شوند، این پارچه شکافته شده و اکوسیستم دیگر قادر به ادامه حیات نخواهد بود. بنابراین، در دنیای امروز، حفظ گونهها و تلاش برای جلوگیری از انقراض آنها، نه تنها به دلیل ارزشهای اخلاقی و نوعدوستی، بلکه به دلیل تأثیرات گستردهای که انقراض یک گونه میتواند بر کل کره زمین بگذارد، اهمیت دارد.
این نگرش به حیات و اکوسیستمها امروزه در سطح جهانی شناخته شده است. به عنوان مثال، برای جلوگیری از انقراض برخی از گونهها، سازمانهای بینالمللی و کشورها به یکدیگر توصیه میکنند که از برداشت منابع طبیعی به شکلی ناپایدار پرهیز کنند. به همین ترتیب، درباره حفاظت از لایه اوزون نیز، برای همه ما مسئله جدی است. بسیاری از کشورها به اشتباه تصور میکنند که میتوانند به طور مستقل از سیستمهای جهانی عمل کنند، اما در واقع، حفظ سلامت زمین و اقلیم به همکاری و هماهنگی تمامی کشورهای جهان نیاز دارد.
حتی گونههایی که از نظر ظاهری یا رفتاری برای ما ناخوشایند به نظر میرسند، به نوعی در تعادل کلی اکوسیستم نقش دارند.
در موارد بسیاری، انسانها گویی در تلاش بودهاند تا اکوسیستمها و حتی جوامع انسانی را بر اساس نیازهای خود دستکاری کنند. یکی از معروفترین نمونههای این دستکاریها، مفهوم «مهندسی اجتماعی» در اوایل قرن بیستم بود. در این مفهوم، برخی از افراد بر این باور بودند که انسانهای مرفه و تحصیلکرده به دلیل داشتن منابع بیشتر، قادر به تربیت فرزندان موفقتر هستند و بنابراین باید به آنها اجازه داده شود که بیشتر بچه داشته باشند. این تفکر باعث شد که در برخی کشورها، کودکان خانوادههای فقیرتر یا کمبرخوردارتر را به زور از آنها جدا کرده و به خانوادههای ثروتمند، با تحصیلات بالا و انواع دیگر از برخورداری بسپارند. این اقدامها در نهایت موجب آسیبهای روانی و اجتماعی شد و سوالاتی درباره اخلاق و حقوق بشر برانگیخت.
همچنین، در دوران هولوکاست، آدولف هیتلر و حکومت نازی بر اساس تفکر «نژاد برتر» دست به کشتار انسانها زدند. هیتلر بر این باور بود که برای ساختن یک «نژاد برتر»، باید گروههای قومی دیگر، مانند یهودیان، کولیها و اقلیتهای دیگر را از بین برد. مشابه این تفکرات در حکومتهای دیگر نیز مشاهده شده است، نظیر قتلعام ارمنیها و کردها توسط دولت عثمانی که در آن، اقلیتها به نام حفظ «نژاد ترک» از بین رفتند. این نوع تفکرات و اعمال را حتی در قرن بیستم نیز شاهد بودهایم و همچنان برخی کشورهای دیگر در حال تکمیل و اجرای این سیاستها هستند.
ادامه دارد ...

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به © خانه رشد رهااست.
